فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 47

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ « 1 » - استناد كرده و با توجه به آراى ديگر مفسران بر اين نكته تأكيد دارد كه خداوند به حضرت موسى امر كرده است « ايّام اللّه » را پند دهد تا حوادث حساس و دشوار تاريخى براى مردم قابل درك شود . وى از معدود تاريخ نويسانى است كه تلاش دارد در شرح رويدادهاى تاريخى از مطرح كردن نكاتى كه خرافى و باور نكردنى است ، اجتناب كند و چيزى ننويسد كه با اصول علمى تاريخنگارى مغاير باشد . چنان كه دربارهء دانش تاريخ چنين مىنويسد : « علم به وقايع امم سالفه و حوادث ماضيه عبارت از علم تاريخ و قصص است . » « 2 » و آن را از جملهء دانشهايى مىداند كه در تذكير امّت ضرورى است . « 3 » او حضرت پيامبر را با عنايت به آيهء وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ « 4 » مأمور مىداند تا براى امّت ، تاريخ و رويدادهاى گذشتگان را باز خواند . نويسنده در آغاز اين بحث به سنت‌هاى تاريخ در قرآن مجيد توجه دارد و همچنين با استناد به آثار مفسران و تاريخنگاران بزرگ تلاش مىكند كه برخى از ماده‌هاى قرآنى را كه تفصيل آنها در قرآن نيامده است ، مورد پژوهش قرار دهد و همچون گذشتگان در اين راه از روايات ، احاديث و مطالب منقول از اديان گذشته بهره مىگيرد . بنابراين ، به نظر نويسنده « هر چه در معانى كتاب محتاج اليه باشد ، تعلّم آن از فروض كفايات خواهد بود . پس اگر علم قصص و تواريخ را على الاطلاق از فروض كفايات شمرند ، دور نيست . » « 5 » پس از تأكيد بر آموختن علم تاريخ ، به موضوع علم تاريخ مىپردازد . او مىنويسد : « علما علم تاريخ را از جملهء علوم ادبيه شمرده‌اند » و نويسنده همين نكته را سبب فضيلت و برترى علم تاريخ نسبت به ديگر علوم دانسته است . « 6 » فضل اللّه ، تاريخ را از ديدگاهى اخلاقى و فلسفى نگريسته و آن را همواره تكرار شدنى دانسته است و عقيده دارد كه رخدادهاى امروز و آينده شبيه به رويدادهايى است

--> ( 1 ) . عالم‌آراى امينى ، 77 . ( 2 ) . همان ، 78 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان . [ 10 / 71 ] . ( 5 ) . همان . ( 6 ) . همان ، 79 .